نکته ها و نظر ها

سلفی‌ها در روسیه به دنبال چه چیزی هستند؟

 

مطلب جالبی دیدم از آقای حسین زارعی در ارتباط بانقش سلفی ها در روسیه

خبرگزاری آران/سرویس روسیه

کارشناسان معتقدند منطقه‌ی سیبری هدف آینده‌ی سلفی‌هاست. محققان روسی نیز هشدار داده‌اند که مسلمانان بنا به دلایلی، در حال از دست دادن محبوبیت خود در میان جوانان هستند و بالعکس این رادیکال‌ها و سلفیون هستند که با ارائه‌‌ی پاسخ به سؤالات و معضلات جوانان، در حال جذب کردن این قشر تأثیرگذار هستند.

برای پی بردن به نقش سلفی ها در روسیه، نگاهی به تحولات بیست ساله ی اخیر این کشور بسیار ضروری است.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، اسلام در روسیه به دو اردوگاه متخاصم تبدیل شد. از یک طرف اسلام سنتی به شکلی خاص از تصوف وجود داشت که اصطلاحی به نام اسلام مردمی را نیز یدک می کشید. از طرف دیگر، اسلامی خاص با عنوان بنیادگرایی اسلامی فعالیت خود را آغاز کرد.

بر اساس برخی آمارها، در حدود بیست میلیون مسلمان در فدراسیون روسیه زندگی می کنند.هرچند برخی آمار دیگر این جمعیت را حدود چهارده میلیون نفر برآورد می کنند، اما با توجه به میزان رشد جمعیت در میان روس ها، نرخ افزایش بالای جمعیت مسلمانان و جایگاه آنان در ترکیب جمعیت این کشور، بسیاری از ملی گرایان این کشور را با نگرانی در مورد ترکیب آتی جمعیت روسیه روبه رو کرده است.[1 ]

در روسیه امروز سلفی ها نقش عمده ای در سامان دهی اسلام مد نظر خود بر عهده دارند و از این رو، بیشتر عملیات های ضدروسی صورت گرفته در منطقه ی قفقاز و دیگر شهرهای روسیه نیز توسط همین سلفی ها صورت گرفته است. این عده به طور خاص در خاورمیانه و به خصوص کشورهای عربستان، مصر، تونس و سوریه آموزش می بینند.

در منطقه ی قفقاز شمالی و به خصوص جمهوری داغستان، سلفی ها فعالیت گسترده ای دارند. از لحاظ ایدئولوژی، سلفی ها، ایالات متحده، اسرائیل و به طور کلی کشورهای غربی را دشمن دور و روسیه، اسلام سنتی و سکولارها را نیز دشمن نزدیک خود محسوب می کنند. سلفی ها خواستار جدایی طلبی قومی اند و فعالیت های خود را بیشتر در دو جمهوری چچن و داغستان انجام می دهند.[2 ]

 قفقاز شمالی به طور معمول کانون مهم رادیکالیسم اسلامی در روسیه بوده است. هرچند سلفی گری در دیگر نقاط روسیه تأثیر اندکی داشته است، اما اخیراً نفوذ این عده در جنوب روسیه، منطقه ی اورال، سیبری و مناطقی از مسکو، موجب بروز مشکلاتی برای روس ها شده است. کارشناسان روسی و سیاست مداران این کشور معتقدند سلفی های روسیه در حال تبدیل شدن به عناصر رادیکالی هستند. رستم خامیتف، رئیس جمهوری باشقیرستان، با احتیاط اشاره کرده که «رادیکالیسم مذهبی خطری برای این جمهوری است.» مقامات تاتارستان نیز همواره از وجود یک جنگ اعلام نشده در این جمهوری خبر داده اند.

 کارشناسان می گویند منطقه ی سیبری هدف آینده ی سلفی هاست. محققان روسی نیز هشدار داده اند که مسلمانان بنا به دلایلی در حال از دست دادن محبوبیت خود در میان جوانان هستند و بالعکس این رادیکال ها و سلفیون هستند که با ارائه ی پاسخ به سؤالات و معضلات جوانان، در حال جذب کردن این قشر تأثیرگذار هستند. البته در رابطه با چگونگی ایجاد خطر اسلام سلفی برای روسیه، نظرات متفاوت وجود دارد. در حالی که برخی ها چالش اسلام سلفی را تهدید جدی برای آینده می دانند، برخی دیگر این امر را مبالغه شده در نظر می گیرند.

 نکته ی قابل توجه در این زمینه این است که چهره ی سلفی گری به عنوان یک جنبش در اسلام سنی نسبت به سابق تغییر کرده و از یک اجتماع کوچک و نفوذ اندک به حدی رسیده است که هم اکنون بیشتر جوانان تحصیل کرده در دانشگاه های عربی، جذب این گروه های رادیکال می شوند.

نکته ی دیگر اینکه متوسط سن شبه نظامیان تندرواسلامی کاهش یافته است.

هم اکنون سلفی های تندرو در سنین 20 تا 25 سال هستند؛ در حالی که در اوایل دهه ی 90 این امر به محدوده ی سنی 30 تا 35 سال مربوط می شد. برخی سیاست های مسکو در قبال مسلمانان، مهجور ماندن اسلام ناب، مشکلات اجتماعی و اقتصادی، سطح زندگی پایین، بیکاری گسترده و فساد در قفقاز شمالی، از جمله دلایلی است که به تشدید بی ثباتی در این منطقه کمک کرده است.[3[

 

 چرا شهر ولگاگراد؟

شهر ولگاگراد در هفتصد کیلومتری شمال شرق سوچی قرار دارد که چند هفته دیگر میزبان المپیک زمستانی است. حملات انتحاری در نزدیکی منطقه ی قفقاز روسیه موجب بروز نگرانی هایی از بابت برگزاری بازی های المپیک در شهر سوچی شده است .[i]

 این شهر در تاریخ جهان به نام استالینگراد ثبت شده و نه تنها به عنوان یکی از مراکز کلیدی و راهبردی قسمت جنوبی روسیه، بلکه به عنوان شهری که تبلور افتخار اسلحه ی روسی و مردانگی روسی است، اهمیت دارد. روس ها معتقدند ورود تروریسم به این شهر، که مظهر پیروزی اتحاد شوروی بر نازیسم است، سعی می کند به طور «نمادین» تمدن روسی را، که از آن تنفر دارد، مغلوب نماید.

 برخی برآن اند که دلیل انتخاب شهر ولگاگراد توسط تروریست ها این است که «امکان تلفات بیشتر» به دلیل وجود ایستگاه راه آهن بزرگ آن، وجود دارد. از دلایلی که برای انجام این حادثه برشمرده اند.

 یکی اینکه حادثه ی ولگاگراد تنها چند روز پس از آن صورت گرفت که سرویس های اطلاعاتی روسیه در داغستان، اسلام عاطیف، یکی از اطرافیان نزدیک دوکو عمروف، رهبر جهادیون شمال قفقاز (امیر خودخوانده ی قفقاز)، را از بین بردند. همین امر باعث شده عمل تروریستی اخیر در ولگاگراد یک نوع انتقام جویی تعبیر شود.

 دوم اینکه تروریست های سلفی می خواستند جشن سال نو مردم روسیه را، که آن را تبلور بت پرستی می دانند، تیره کنند.

 سوم اینکه برخی معتقدند سلفی های قفقاز با دفاع از اقدامات ضدروسی خود، معتقدند شهر سوچی و زیرساخت های صورت گرفته برای بازی های المپیک بر سر مزار بیش از یک میلیون قفقازی بی گناهی است که در سال 1864توسط روس ها کشته شده اند. آن ها همیشه هشدار می دادند که فعالیت تروریستی آن ها به منطقه ی شمال قفقاز محدود نخواهد شد.

 خانم گالینا خضریوا، متخصص قفقاز و جنبش های اسلامی در انستیتوی روسی مطالعات راهبردی، مسکو را به دست کشیدن از بازی های حقوق بشری و اتخاذ اقدامات شدید علیه تروریست های مذهبی دعوت کرده و خاطر نشان می کند که حتی در بریتانیا، مصر و کشورهای دیگر، برخورد با مجاهدین به مراتب شدیدتر از روسیه است.[5 ]

 

نقش ویژه ی زنان در ترورهای روسیه

 در روسیه و به خصوص منطقه ی قفقاز شمالی، زنانی وجود دارند که بعد از مرگ شوهر خود، دست به عملیات انتحاری علیه اهداف روسی می زنند. این زنان که شوهر خود را نیز به دلیل حضور در عملیات های تروریستی از دست داده اند، با هدف انتقام، دست به بمب گذاری های انتحاری می زنند. پدیده ی «بیوه های سیاه» زمانی در اذهان عموم جای گرفت که در سال 2004 و در جریان محاصره ی تئاتر «دوبروکا»، یکی از گروگان گیران خود را با جلیقه ی انفجاری منفجر کرد و منجر به کشته شدن تعدادی از شهروندان روس شد. عامل این حادثه ی تروریستی، زن سی ساله ای از اهالی چچن بود که خانواده ی خود را در جریان حملات هوایی روسیه از دست داده بود.[6 ]

 بدون شک این شکل از تروریسم را نمی توان همانند اشکال پیشین آن دانست؛ چرا که در نوع جدید، فرد حمله کننده به قصد «انتقام» و نه «میهن پرستی» دست به عمل انتحاری می زند. در بیان دلایل حملات این زنان بیوه موارد متعددی مطرح می شود. اول اینکه عده ای از کارشناسان معتقدند زنان در نفوذ به پست های بازرسی امنیتی به مراتب از مردان مؤثرتر هستند و این امر آن ها را قادر می سازد تا حملات عمیق تر و کشنده تری را علیه اهداف مورد نظر صورت دهند. دومین انگیزه ی زنان از عملیات های انتحاری را در مواردی مانند انتقام و پیوستن به افراطیون، می توان «جست وجوی کمک های اولیه ی روانی بعد از دست دادن شوهر» دانست .

 این عده تا کنون در عملیات های مختلفی دست به بمب گذاری های انتحاری زده اند که مهم ترین این عملیات ها شامل موارد زیر است: حمله به تئاترمسکو (129 کشته)، سوءقصد نسبت به رئیس جمهور چچن احمد قدیروف (14 کشته)، حمله ی انتحاری در یک قطار در جنوب روسیه (46 کشته)، حمله ی انتحاری در یک کنسرت موسیقی راک درفرودگاه مسکو (16 کشته)، حادثه ی خطوط هوایی روسیه در سال 2004 (بیش از 90 کشته)، حمله به مدرسه ای در بسلان در اوستیای شمالی (334 کشته)، بمب گذاری مترو مسکو (39 کشته) و بمب گذاری در فرودگاه مسکو (37 کشته)، بمب گذاری مترو مسکو در تاریخ 29 مارس 2010 (37 کشته)، بمب گذاری انتحاری در داغستان اوت 2012 (کشته شدن یک روحانی برجسته ی مسلمان).[7 ]

 

 نقش سوریه در حوادث روسیه

 هرچند بسیاری از تحلیل گران یکی از مهم ترین دلایل انفجارهای اخیر روسیه را نزدیکی به بازی های المپیک زمستانی روسیه در شهر سوچی می دانند، اما نباید از نقش روسیه در حمایت از بشار اسد، رئیس جمهور سوریه، غافل شد. بدون شک سیاست های روسیه در برابر اتحاد عربی-غربی را، که خواهان برکناری بشار بوده اند، می توان دلیلی برای ضربه زدن این ائتلاف به مسکو دانست.

 کرملین نگران است موفقیت هرچند نسبی مخالفین دولت اسد، باعث تشویق جمعیت بزرگ مسلمان منطقه ی آسیای مرکزی شود و در نتیجه، احتمال مداخله ی بین المللی را فراهم سازد. علاوه بر این، احتمال می رود که بنیادگرایان مسلمان در چچن بار دیگر خواهان جدایی از فدراسیون روسیه شوند. بدون تردید افزایش نفوذ اسلام رادیکال در میان نیروهای شورشی سوریه، عزم روسیه برای حمایت از رژیم اسد را تقویت کرده است. منطقه ی قفقاز شمالی، که جمهوری های داغستان، چچن، اینگوشتیا، اوستیای شمالی، کاباردینو بالکاریا، قره چای، چرکس و آدیغه را در بر می گیرد، موطن ده ها گروه قومی است.

 در مورد تعداد قفقازی های موجود در جنگ سوریه، آمار و ارقام بسیار متنوعی ارائه شده است. برخی آمارها حاکی است 17 هزار جنگجوی خارجی در جنگ سوریه حضور دارند که در بین غیرعرب ها، چچنی ها اکثریت این افراد را تشکیل می دهند.چچنی ها پس از لیبیایی ها، دومین گروه بزرگ نیروهای خارجی حاضر در بحران داخلی سوریه هستند. هرچند خبرگزاری های روسی از حضور حدود 200 تبعه ی روسی در جنگ سوریه خبر می دهند، اما با توجه به شهرت، اثرگذاری و دامنه ی نفوذ شبه نظامیان قفقازی در صف شورشیان سوریه، این ارقام را نمی توان واقعی دانست.[8[

 هرچند درباره ی تعداد سلفیون قفقازی که از جنگ سوریه به روسیه بازگشته اند، آمار و ارقام خاصی مطرح نشده است، اما آنچه مشخص است، سوریه به یکی از مکان های ایده آل برای قفقازی ها تبدیل شده است. این امر بدین جهت اهمیت دارد که به علت نبود پایگاه های آموزش نظامی در قفقاز، سوریه می تواند پایگاه مناسبی برای جوانانی باشد که پس از بازگشت به روسیه می توانند دقیق تر علیه اهداف روسی دست به حمله بزنند.

 به بیان یولیا یوزیک، نویسنده ی روسی که تحقیقات مفصلی درباره ی مسلمانان روسیه انجام داده است، در ۱۰ سال اخیر، تمام حملات تروریستی صورت گرفته در قلمرو شوروی، از سوی سلفی های تکفیری بوده و این در حالی است که برای مردم روسیه، سلفی ها هیچ گونه تفاوتی با سایر مسلمانان ندارند و این موضوع باعث تخریب اسلام در روسیه شده است. یوزیک با عنوان این مطلب که تمام مناطقی که خواستار جدایی از روسیه هستند از آموزه های سلفی گری برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کنند، می گوید: «همسایگی ایران با داغستان روسیه عاملی است که این امر را به تهران نیز ارتباط می دهد و در این زمینه، تلاش و همکاری دو کشور ایران و روسیه برای مقابله با جریانات سلفی گری می تواند بسیار مؤثر باشد.»[9[

 نکته ی دیگری که باید به آن اشاره کرد موضوع ارتباط سلفی های روسیه و منطقه ی آسیای مرکزی و قفقاز با عربستان است. بعد از فروپاشی شوروی، عربستان مبلغان بسیاری را برای جذب مسلمانان روسیه، قفقاز و آسیای مرکزی به این مناطق اعزام کرد. بنابراین تنها اندکی بعد از فروپاشی، روس ها شاهد ظهور و گسترش وهابیت در روسیه و منطقه بودند و اکنون نیز حمایت مالی و تسلیحاتی عربستان و قطر از سلفی ها برای روسیه نگران کننده است. در حال حاضر نیز عربستان نفوذ زیادی در مناطق جنوبی روسیه دارد و با خرج پول های زیاد و تعلیم جوانانی که برای تحصیل به این کشور می روند، به ترویج اندیشه های سلفی گری و وهابیت می پردازد.

 چندی پیش نیز این خبر در رسانه های مختلف جهان منتشر شد که بندر بن سلطان، رئیس اطلاعات عربستان، در سفر به مسکو، پوتین را تهدید نموده است که در صورت دست برنداشتن از حمایت از دولت سوریه، بازی های المپیک زمستانی سوچی را با تهدید مواجه می کند. گفتنی است تهدید بندر بعد از آن صورت گرفت که پوتین امتیاز معامله تسلیحاتی 15 میلیارد دلاری با ریاض را رد کرده بود. هرچند شاید نتوان به اخباری از این دست اعتنای دقیق داشت، اما درباره ی نقش داشتن عربستان در پویایی سلفیون قفقازی هیچ تردیدی نیست.

با توجه به دخالت جنگ جویان افراطی و سلفی ها در درگیری های داخلی سوریه، این کشور به بزرگ ترین میدان نبرد برای شبه نظامیان مزدور خارجی پس از جنگ افغانستان برابر شوروی تبدیل شده است. برخی منابع، خارجی های موجود در سوریه را بیش از 60 ملیت مختلف ذکر کرده اند، در حالی که منابع دیگری این امر را به 100 کشور و ملیت مختلف گسترش می دهند. بدون شک در صورت ادامه ی همین وضعیت، سوریه نیز سرنوشت کشورهای دیگری مانند افغانستان، پاکستان و سومالی را در انتظار خواهد داشت.

 یکی از گروه های سلفی حاضر در سوریه، عناصر افراطی کشورهای روسیه (اسلام گراهای قفقاز شمالی) و منطقه ی آسیای مرکزی و قفقاز است. این افراطیون که از زمان فروپاشی شوروی تا کنون علیه روسیه دست به عملیات تروریستی می زدند، به محض آغاز درگیری ها در سوریه، وارد شمال این کشور شده و اقدام به اعمال سیاست های افراط گرایانه ی خود می زنند. نکته ی مهمی که باید به آن توجه کرد این است که سرانجام این شبه نظامیان به کشور خود بازمی گردند و آن زمان، چالش ها تشدید می شود. با توجه به حمایت های ارائه شده توسط سرویس های جاسوسی و اطلاعاتی غرب از این شبه نظامیان، مقامات کشورهای روسیه و سران آسیای مرکزی و قفقاز از این امر نگران اند که بازگشت افراطیون به منطقه، زمینه ی بی ثباتی را فراهم آورد.

 

نتیجه گیری

 در سال های اخیر،گسترش فعالیت اسلام گرایان در شمال قفقاز باعث حملات متعددی در روسیه شده است. بدون تردید حوادث اخیر در ولگاگراد روسیه نشان می دهد بمب گذاران برای جلب توجه بین المللی نیاز ندارند سوچی را هدف قرار بدهند و حمله به هر جایی در روسیه، هدف آن ها را برآورده خواهد کرد. در هر حال، هدف آشکار این راهبرد، بی اعتبار کردن روسیه به عنوان برگزارکننده ی بازی های المپیک و بی معنی کردن هزینه های عظیم در زیرساخت المپیک است.

 رسانه های روسی تأکید می کنند که جنگ داخلی سوریه و موضع گیری روسیه در قبال این مناقشه، باعث فعال شدن تندروان اسلامی در مناطق مختلف کشور شده است. از نظر این رسانه ها، سازمان های اسلامی خارجی که مردم را به تشکیل خلافت جهانی دعوت می کنند، در سالی که می گذرد، در روسیه ریشه های عمیقی دوانده و به فعالیت آشکار خیابانی دست زده اند. این گروه ها به لحاظ سازمانی و انسانی، به مهاجرانی از آسیای مرکزی متکی می شوند که در میان آن ها فرستادگان جریان های رادیکال نیز وارد روسیه شده و سعی می کنند امت مسلمان روسیه را تحت تأثیر خود قرار دهند .(*)

 

پی نوشت ها :

[1] http://cep.ut.ac.ir/fa/pages/book5.htm

[2] http://valdaiclub.com/politics/56460.html

[3] http://rbth.asia/society/2013/07/01/the_evolution_of_dagestani_salafism_47653.html

[4] http://www.bbc.co.uk/persian/world/2013/12/131230_me_volgograd_bus_explosion.shtml

[5]http://search.integrum.ru/ArtefactDocument.aspx?sourceId=109&url=a1_D20131230_N26423_L2013122921070486_A002.htm

6]http://www.foreignpolicy.com/articles/2013/10/24/russia_s_mysterious_deadly_phenomenon_of_new_black_widows#sthash.SBj5jZOw.GSaNnDQW.dpbs

[7] http://www.longwarjournal.org/archives/2013/12/black_widow_suicide.php

[8] http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13920606001326

[9]http://www.iras.ir/vdciwqap.t1arp2bcct.html

 

 


نویسنده : حسین موقری : ٤:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢٢
Comments نظرات () لینک دائم

داستان زیبا: در انتظار شکوفایی، زیبایی و باروری

 

در انتظار شکوفایی، زیبایی و باروری!

می گویند:

 

 مردی چهار پسر داشت.

آنها را به ترتیب به سراغ درخت گلابی ای فرستاد

           که در فاصله ای دور از خانه شان روییده بود:


پسر اول در زمستان،
                          دومی در بهار،
                                              سومی در تابستان
                                                                   و پسر چهارم در پاییز
به کنار درخت رفتند.


سپس
پدر همه را فراخواند
      
           و از آنها خواست که بر اساس آنچه دیده بودند درخت را توصیف کنند .

پسر اول گفت: درخت زشتی بود، خمیده و در هم پیچیده.

پسر دوم گفت: نه.. درختی پوشیده از جوانه بود و پر از امید شکفتن..

پسر سوم گفت: نه.. درختی بود سرشار از شکوفه های زیبا و عطرآگین.. و باشکوهترین صحنه ای بود که تابه امروز دیده ام.

پسر چهارم گفت: نه! درخت بالغی بود پربار از میوه ها.. پر از زندگی و زایش!

مرد لبخندی زد و گفت: همه شما درست گفتید، اما هر یک از شما فقط یک فصل از زندگی درخت را دیده اید! شما نمیتوانید درباره یک درخت یا یک انسان براساس یک فصل قضاوت کنید: همه حاصل آنچه هستند و لذت، شوق و عشقی که از زندگیشان برمی آید فقط در انتها نمایان میشود، وقتی همه فصلها آمده و رفته باشند!

اگر در "زمستان" تسلیم شوید،
                              
                              امید شکوفایی "بهار" ،
                                        
                                                     زیبایی "تابستان"
                                                        
                                                           وباروری "پاییز" را از کف داده اید!

مبادا بگذاری درد و رنج یک فصل زیبایی و شادی تمام فصلهای دیگر را نابود کند!


زندگی را
        فقط با فصلهای دشوارش نبین؛
                                              
                                           در راههای سخت پایداری کن

            
  لحظه های بهتر بالاخره از راه میرسند!


سید اشرف الدین گیلانی: سر زفضای بشریت برآر

 

 

 

شعر زیبا از سید اشرف الدین گیلانی :

 

 

دست مزن! چشم، ببستم دو دست

                                    راه مرو! چشم، دو پایم شکست

 

 

حرف مزن! قطع نمودم سخن

                                       نطق مکن! چشم، ببستم دهن

 

 

هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن

 

                                          خواهش نافهمی انسان مکن

 

 

لال شوم، کور شوم، کر شوم

                                     لیک محال است که من خر شوم

 

 

چند روی همچو خران زیر بار؟

                                              سر ز فضای بشریت بر آر

 


کوروش بزرگ

 

کوروش بزرگ؛ نخستین پادشاه و بنیان گذار شاهنشاهی هخامنشی بود. کوروش به مدت سی سال، از سال ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد، بر ایران فرمانروایی کرد.

دربارهٔ کوروش تمام مورخان توافق دارند که شاهی بود با عزم، خردمند و مهربان که در موارد مشکل به عقل بیش از قوه متوسل می‌شد و برخلاف پادشاهان آشور و بابل، با مردم مغلوب رئوف و مهربان بود. جنگ و بوی خون او را برخلاف فاتحان دیگر مغرور نکرد و رفتار او با پادشاهان مغلوب لیدیه و بابل سیاست تسامح او را بخوبی نشان می‌دهد.

به واقع کوروش، بزرگ مرد تاریخ ایران زمین و از جمله نوادری بود که تاریخ جهان به خود دیده است . انسانی والا و ابرمردی بی همتا که می توان گفت نام ایران با وجود او ایران شد و از بنیانی که او بنا نهاد برای هزاران سال ملتی واحد از اقوام آریایی واقع در فلات ایران شکل گرفت که طی قرنها تمام تمدن ها و قدرتهای کوچک و بزرگ را تحت شعاع خود قرار داد و هویت ایرانی متشکل از مادهای آذربایجان و کردستان و پارسهای جنوب و پارتهای شرق ایران زمین که ملت واحد ایران را تشکیل دادند و تاریخ چندین هزار ساله خود را دوشادوش یکدیگر و در کنار یکدیگر رقم زدند به همراه هم از این خاک و هویت دفاع کردند و با افتخار ایرانی بودن خود را به جهانیان اعلام نمودند

درباره فرجام کوروش نیز باید گفت این سرباز وطن در جنگ با اقوام وحشی شرقی و دفاع از سرزمین خویش جان خود را فدا نمود و پیکرش در پاسارگاد به خاک سپرده شد و تا امروز نیز جاودانه باقی مانده است.

 

سخنان زیبا از کوروش بزرگ :

 

- اگر میخواهید  دشمنان خود را تنبیه کنید 

                                                        به  دوستان خود محبت کنید.

 

 

- اگر همان  کاری را  انجام دهید که همیشه  انجام می دادید،

                                     همان نتیجه ای را می گیرید  که همیشه می گرفتید.

 

 

سخت کوشی  هرگز کسی را  نکشته است،

                                           نگرانی  از آن است که انسان را از بین می برد.

 

 

- وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید،

                         افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند،

                                                                     نه رفتار و عملکرد شما.

 

 

- دروغگویان تنها بر گورستان مردگان

                                         و خاکسترزار خاموشان حکومت خواهند کرد

 

 

- شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح می رسد

                                                           گور کن گمنامی است

                                                                که دل به دفن دانایی کرده است

 

- فرمان خوب ده

                        تا بهره خوب یابی

 

- هر حکومتی که شادمانی را از مردمان بگیرد

                                                           شکست خواهد خورد

                                                                           و برانداخته خواهد شد.

 




عملکرد حاکمان : قضاوت مردم

 

 امام علی (ع):

     مردم  دشمن آن اند که

                                          نسبت به آن آگاهی ندارند.

 

 

امام هادی (ع) می فرمایند:

-  از کسی که بر او خشم گرفته ای

                                                  صفا وصمیمیت مخواه ,

-از کسی که به او خیانت کرده ای

                                                     وفا مطلب ,

- و از کسی که به او بدبین شده ای

                                              انتظار خیر خواهی نداشته باش

که

دل دیگران برای تو همچون دل توست برای آنها .

 

 

به قول  امام علی (ع) خطاب به مالک اشتر:

 

-         مردم یا در دین با تو برادر هستند، یا در خلقت با تو برابر .

 

-         مردم همیشه درباره عملکرد حاکمان گذشته و حال قضاوت می کنند.

 

 


حکومت در خطبه 132 نهج‌البلاغه

 

 

حضرت علی ( ع) در خطبه 132 نهج‌البلاغه :

 

- درحکومت اسلامی کسی که بخیل است و حرص می‌ورزد

و چشم کج در مال مردم و نگاه تحقیر‌آمیز به حقوق مردم دارد،

                                                     نباید مسؤول باشد.

 

- افراد جاهل و قشری و عوام حق ندارند وارد حکومت دینی بشوند.

 

- «و لا الحافی و لا الحسائف و لا المرتشی». رشوه خواران

 

- «ولا المعطل للسنه». آنهایی که سنت خدا و پیامبر را تعطیل می‌کنند.

 

- فرمود :

من نمی‌گذارم

فاسدها و باندهای بی‌تقوا بر جان و مال و حقوق مردم مسلط بشوند.

تا زنده‌ام نمی‌گذارم

افراد بخیل و حریص به مال مردم، آدمهای دنیا طلب و عیاش و پرخور بر مردم حکومت کنند و وارد دولت بشوند.

 

- نمی‌گذارم

افراد نادان و قشری و جاهل بر سر کار بیایند

                تا جامعه را منحرف کنند. «الجاهل یضلهم بجهله».

 

اگر جاهلان و سفها، افراد سخیف و نادان بر سر کار بیایند، جامعه را منحرف می‌کنند و نمی‌گذارم افراد زورگو و مستبد بر مردم مسلط شوند تا با بی‌عدالتی حکم برانند و اموال مردم و فقرا را بالابکشند و همه چیز را توجیه کنند و افراد بی‌زبان و نجیب را در جامعه محروم کنند.

 

- «یقطعهم بجفائه».

نمی‌گذارم

رشوه‌خواران در مدیریت‌های حکومت نفوذ کنند تا حقوق مظلومین فراموش شود.

 

- «المرتشی فی الحکم». نمی‌‌گذارم قاضی‌های رشوه‌خوار بر گردن مردم سوار شوند تا مردم را نابود و سنت پیامبر را تحقیر کنند.

 

حاکمان حق ندارند از بالا به مردم نگاه کنند

                                         و مردم را پایین‌تر از خودشان بدانند و ببینند.

 

 

 


گل بی خار کجاست

 

حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج

                            فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست
 

**********************
 
 
غنچه از خواب پرید
 
و گلی تازه به دنیا آمد 

خار خندید و به گل گفت : سلام
 
 
جوابی نشنید 

خار رنجید ولی هیچ نگفت 

ساعتی چند گذشت
 
گل چه زیبا شده بود 

دست بی رحمی آمد نزدیک
 
گل سراسیمه ز وحشت افسرد
  
لیک آن خار در آن دست خلید
 
گل از مرگ رهید 

صبح فردا که رسید
 
خار با شبنمی از خواب پرید 

گل صمیمانه به او گفت : سلام  
 
گل اگر خار نداشت، 

دل اگر بی غم بود،

اگر از بهر کبوتر قفسی تنگ نبود،

زندگی ،عشق، اسارت ،قهر ،آشتی، هم بی معنا می بود
 
زندگی با همه وسعت خویش ، محفل ساکت غم خوردن نیست
 
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست
 
اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست

 
زندگی جنبش و جاری شدن است
 
زندگی کوشش و راهی شدن است
 
از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند
 
زندگی چون گل سرخی است
پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف،

 
یادمان باشد اگر گل چیدیم،
 
عطر و برگ و گل و خار،
 
 همه همسایه دیواربه دیوار همند

 

دکتر علی شریعتی: ترس از فهمیدن

 

 

دکتر علی شریعتی:

 

    اگر مثل گاو گنده باشی،

                                                    میدوشنت،

 

     اگر مثل خر قوی باشی،

                                                     بارت می کنند،

 

      اگر مثل اسب دونده باشی،

                                                       سوارت می شوند.

 

... ..................

                  فقط از فهمیدن تو می ترسند .

 

 

- خدایا ! رحمتی کن

                     تا ایمان، نان و نام برایم نیاورد،

                                     قوتم بخش

                                                تا نانم را

                                           و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم

                   تا از آنها باشم که

                                           پول دنیا را میگیرند

                                                               و برای دین کار میکنند

                       نه از آنان که

                                          پول دین را میگیرند

                                                                و برای دنیا کار می کنند

 

 

 


← صفحه بعد